پیام کوتاه در دنیای رسانه ای
کاربرد پیام کوتاه در برنامه های رادیویی و تلویزیونی با تاکید بر مخاطب
ادامه مطلب
پیام کوتاه در دنیای رسانه ای
به گزارش روز پنجشنبه ايرنا، اين انيميشن به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) از اذان صبح امروز تا اذان مغرب و با موضوع اتحاد ملي و انسجام اسلامي به مدت ۳دقيقه توليد ميشود.
يك گروه ۲۳نفره با تخصصهاي فني موسيقي، افكت، طراحي دستي و خروج از شبكه در اين طرح فعاليت ميكنند.
همچنین در این طرح جوانان خلاق شهرستانی شناسایی شده و به تولید پرداخته اند.

وقتی ما خودمان می توانیم انیمیشن تولید کنیم آن هم در ۱۶ ساعت انیمیشن تولید کنیم چرا نیم توانیم کارتون های جذاب هم تولید کنیم و اینقدر تماشاخانه پر شود از کارتون های هالیوودی با کیفیت که حتی خود من و تو هم بنشینیم و ۲ ساعت تماشا کنیم. چرا تماشاخانه سیمای جمهوری اسلامی ایران فضایی است برای تولیدات امریکایی؟ و چرا در تماشاخانه ما جز کارتون های بسیار ضعیف ایرانی چیز دیگری از ایران نیست؟
نتیجه آنکه : کالای غیر ایرانی + مصرف فرهنگی و رسانه ای غیر ایرانی = تربیت غیر ایرانی
کاش من و تو برای فرزندان فردای خودمان کاری کنیم!
به مرکز فرهنگی صبا تبریک می گویم
سلام
لطفا پرسشنامه دوستمان خانم آخوندی را با موضوع فضای وبلاگ ایرانی و به ویژه کامنت ها پر کنید و نظر خود را بگویید. ممنون!
سفر شیراز خیلی خوش گذشت. از دکتر کوثری و دکتر راودراد و همچنین مریم و سمیرای عزیز بسیار سپاسگذاریم! جای همه خالی!
کاش تعداد این سفرا بیشتر بود و عمر این رفاقتا بلند
برنامههاي كارگاه دانشجويي فلسفه رسانهها
پادكست، زندگي روزمره
دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران با همكاري اداره كل پژوهشهاي راديو پنجم خرداد ماه نشست پادكست، زندگي روزمره را برگزار مي كند.
با حضور دكتر كوثري: پادکست، ذرهای شدن و عرصه عمومی، دکتر مهدي منتظرقائم و فاطمه جناب اصفهاني : بررسي كاربردها و اثرات پادكست بر ارتباطات سازماني و پخش عمومي، حسین حسنی: پادکست؛ رسانه سبک زندگی، محمد مهدي رجاء: حس پادكست، مصطفي قوانلو قاجار: پادكست، امروز و فردا، نیما افشار نادری : جايگاه پادكست در فضاي رسانهاي ايران، معصومه شهبندي: پادكست، صدايي خاموش در فضاي مجازي، سام فرزانه: كارگاه آموزش پادكست، برگزار مي شود.
تالار شريعتي دانشكده علوم اجتماعي تهران واقع در پل گيشا، جنب بيمارستان شريعتي: ساعت 9:30 تا 12
"فهم ها در مورد یک موضوع واحد مبتنی بر تجربه ها است" (عاملی، 1386) و هر تمام چیزهایی که ما دیده ایم به همراه اندیشه ما، تجربیات ما و هر آنچه متعلق به ما است بازنمایی[1] می شود. یعنی باز نمایش داده می شوند.
بازنمایی خود انواعی دارد که در ادامه به همراه تعریف نمونه های فم شده خود را می آورم. برای درک بازنمایی د رسه طبقه بازنمایی انعکاسی، ارادی و ساختاری از عکس های خبرگزاری ها و روزنامه ها در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش استفاده کردم. محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش همچنان در سمت خود باقی می ماند و در استایضاح امروز رای نیاورد. و حال عکس هایی که از دریچه دوربین سیاست گذاری روزنامه ها و خبرگزاری ها در مورد این رویداد داخلی بوجود آمد:
× نظریه انعکاسی: می خواهد بازنمایی را به صفر برساند و مثلا دوربین عین خبر را می آورد.
عکس خبرگزاری میراث فرهنگی[2] نمایانگر همین رویکرد است. عکس انتخاب شده تنها خواسته است تصویر وزیر آموزش و پرورش را در هنگام صحبت کردن نشان داده است و به نوعی به هویت فردی او اشاره کند. این نگاه سعی دارد درجه بازنمایی را به صفر برساند. یعنی همه از دیدن این خبر و عکس مربوط به آن یک چیز تفسیر کنند.
× نظریه ارادی: برعکس نظریه انعکاسی که به بازنمایی صفر و عین رویداد اشاره دارد می خواهد بگوید همه چیز عین اراده است و نمایش همان اراده است و نه واقعیت.
عکس روزنامه ایران[1] و روزنامه سرمایه [2] همین مساله را نشان می دهد. گویی برای استیضاح با احمدی نژد تبانی کرده است. و این عکس اگرچه به حاشیه استیضاح می پردازد اما سعی دارد پرده از رازی جدید بردارد. انگار کل مراسم استیضاح و نتیجه آن از پیش مشخص بوده است. این دو با هم می خندند و دست می دهند. این عکس از این جهت که تنها تکه ای از واقعیت را بیان می کند. و واقعیت یک کیک نیست که همه سطح آن مواد مشابهی را داشته باشد. پس عکس بصورت کاملانه ارادی و انتخاب شده نه بر اساس رویداد که بر اساس سلیقه روزنامه الزام شده است.

× نظریه ساختاری: فقط زاویه دوربین مطرح نیست. همچنین تنها بحث واقعیت و ارداه نیز مطرح نیست بلکه می بایست عکس را در درون ساختار بررسی کرد.
عکس روزنامه آفتاب یزد تا حدی به این نظریه نزدیک است. این روزنامه عکسی از مجلس هفتم را در صفحه اول خود قرار داده است. به این معنی که همه این رویداد را که امروز رخ داد می بایست در یک ساختار مشاهده کرد و سپس قضاوت کرد. این رویداد را از انتخاب وزیر آموزش و پرورش، فعالیت های او ، استیضاح او و رفع استیضاح او همه و همه را باید در ساختار مجلس و اعضای آن بررسی کرد. گویی یک فرد مقصر نیست که از او بازخواست شود همه این اعضای این درخت به هم متصل است. پس این روزنامه این استیضاح را در یک چارچوب می نگرد و مخاطب را به فکر می اندازند.در این عکس می خواهد بگوید که همه این ساختار به هم ریخته است و مربوط به یکنفر نیست.
[1] representation
لطفا نظرتون را در مورد این عکس بنویسید. حتی کوتاه. ممنونم

نگاه نقطه ای : قدرت وصل کردن متغیرها به یکدیگر را ندارد و خیلی محدود نگاه می کند و نوعی نگاه توصیفی به پدیده ها دارد.
تحلیل: مساله غنی سازی صنعتی در ایران توجه خیلی از کشورها مانند امریکا و روسیه و چند کشور اروپایی را بر انگیخته است . تا آنجا که آنها تا پیش از تایید آژانس مبنی بر ورود ایران به مرحله غنی سازی صنعتی این توانمندی را یک بلوف رسانه ای خوانده بودند . همچنین مبارزات رسانه ای با گزارش خبرگزاری های غربی آژانس بین المللی انرژی اتمی در نامه ای محرمانه ، رسانه ها را بر آن داشت تا ورود ایران به مرحله غنی سازی اتمی را نشانه بی اعتنایی های این کشور به قطعنامه ها ی غیر قانونی شورای امنیت تلقی کنند. در واقع خبرگزاری آژانس بین المللی انرژی اتمی و خبرگزاری های کشورهای نامبرده در تلاشند تا با "برجسته سازی " ، موفقیت ایرانیان و تهدید آمیز بودن این موفیقت، نگرانی مردم دنیا را در رابطه با این توانمندی بر انگیزند و وجه تخریبی به آن بدهند.
نگاه خطی: قدرت انعطاف پذیری تحلیل آن کم است و نمی تواند متغیرهای موازی یا هندسی را درک کند.
با توجه به مطالب بالا اوج وجه تخریبی به ایران را می توان با واقعه 11 سپتامبر همزمان دانست پس از منفجر شدن برجهای دوقلو و عزادار شدن خانواده های امریکایی چهره ایران به عنوان یکی از عوامل تخریبی معرفی شد. حال با پس زمینه مردم دنیا از تروریست بودن ایران که اکنون توانسته است به غنی سازی هم دست یابد مشکل آفرین و نگران کننده شده است گویی یک تبهکار را کنار انبار اسلحه رها کرده باشی. این زمینه سازی زمانی برای منفی جلوه دادن چهره ایرانی سنجیده بوده و راه اقناعی مناسبی را انتخاب کرده است.اقناع از طریق ترس ! مردم چون می ترسند باور می کنند.
نگاه حجمی: عمق را در آن می توان دید.
این خبر را روزنامه کیهان چاپ کرده است آنهم در تیتر دوم. اگر این خبر را روزنامه اعتماد ملی می خواست چاپ کند حتما به گونه ای دیگر می رفت مثل تحریم به قیمت غنی سازی. یا نگرانی افکارعمومی از غنی سازی ایران .اما چون روزنامه کیهان در میان سایر خبرها که به نفع یا تایید دولت است چاپ کرده چنین رویکردی داشته است. من برای تحلیل این خبر در رویکرد جمعی تقابل دوتایی را مطرح می کنم که در دو پاراگراف بالا آمده است. از آنجا که رسانه ها برای مطرح کردن چهره ها از دو طیف خوب و بد استفاده می کنند اگر از این خبر بیرون بیاییم و احساسات ناسیونالیستی را کنار بگذاریم می بینیم چهره ایران در دنیا چهره ای سیاه و ترسناک است همانگونه که در خبر روزنامه کارسانت می بینیم انگار بچه ها را از لولو ترسانده اند و گفته اند دروغ است و حالا واقعا لولو به شهر برگشته است. اگر نخواهیم نگاه هندسی به این قضیه داشته باشیم می توانیم مهره 300 را هم به بازی بیاوریم در آن فیلم نیز که با توجه به حساسیت ایجاد شده تصویر کنونی ایران در ذهن مردم دنیا است. افرادی هستند که با وجود پلید بودن قوم نیک را از بین می برندو مردمی که اهل آشوب و عدم تفکر هستند حال ارتشی قوی برای نابودی عقل وئ معرفت و مدرنیته در اختیار دارند. پس مردم دنیا بترسید.
نگاه سطحی: منحنی ها و خطوط در آن قابل مشاهده است و بیشتر به کار مردم شناسان می آید. برای تصویر کردن یک روستا.
این خبر تحریک کننده احساسات ناسیونالیستی مخصوصا چپ است روزنامه کیهان) . واژ های : اعتراف: 2 بار ، ایران : 11 بار، اروپایی ها: 3 بار در کل خبر وقتی ما آنرا می خوانیم با توجه به اینکه ایرانی هستیم حس خوبی پیدا می کنیم . گویی یکنفر مدام می گوید این خبر برای توست. مربوط به توست! نکته دیگر تیتر معتقد است آژانس اعتراف کرده کی اعتراف می کند که مثلا گناهی مرتکب شده یا چیزی را پنهان کرده بود. کیهان از این موضع قدرت تیتر خود را رفته است.
نگاه فرا حجمی: چند فلاش بک به عقب. از آخر به اول رفتن.
با گذشته ای که در تحلیل های قبل در نظر گرفتم ایران موفقیت های بیشتر و بزرگتری را طی خواهد کرد که زمان آنهم رسیده است و دارد عبور می کند از دوره ای به دوره دیگر . و نگاه منفی مردم نیز بزرگتر خواهد شد و به عنوان دشمن اول مطرح می شود. چیزی که شاید خود رسانه های غربی و مسئولین و دروازه بانان انتظار آنرا نداشته باشند که این دشمن بزرگ روزی ممکن است از آنها هم بزرگتر شود! و به قدرت اول در جهان تبدیل شود.
با توجه به اینکه درک درستی از چنین تحلیلی نداشتم و نمونه مشخص و درستی را نیز نمی شناختم ویرایش مطلب برایم غیر ممکن بوده و متنی سرشار از آزمون و خطا می شد. لذا در صورتیکه تحلیل درست را بشناسم تغییرات انجام خواهد شد.
300 چگونه 300 شد؟
گیرم که آب رفته به جوی آید
با آبروی رفته چه باید کرد؟
حمید مصدق
فیلم 300 هم مانند مانند زلزله بم آمد و رفت . عمق این زلزله نیز مانند زلزله بم کم نبود اما می توانست خسارت های کمتری وارد آورد. خسارت های ناشی از این فیلم به فرهنگ و هویت ایران و ایرانی زمانی شدت یافت که صدای مرافعه را آنقدر بلند کردیم تا آنهایی که نمی دانستند هم فهمیدند و این فیلم را که در رده دوم و سوم آثار سینمایی قرار داشت به یکی از پر فروش ترین فیلم های دنیا تبدیل کردیم.
هر یک تماشا یعنی یک ضربه به هویت و فرهنگ ما. چرا که با گسترش تکنولوژی و رسانه های جمعی ما ناگزیریم در دهکده جهانی مک لوهان زندگی کنیم و برای زنده ماندن نیاز به اعتبار بین المللی و افکار عمومی جهان داریم.
در خبرگزاری های مختلف 300 اینگونه می آید:
300 عنوان فيلمي است كه هاليوود آن را به كارگرداني "ژاك اشنايدر" ساخته و موضوع آن برگرفته از كتاب "فرانك ميلر" است . فيلم مزبور در مورد جنگ ميان " لئونيداس" شاه يوناني با ۳۰۰ نفر مرد جنگي از يك سو و "خشايار شاه" ايراني با ارتشي چند ميليوني است.
داستان فيلم 300 جنگ ايران و يونان در گردنه "ترموپيل"يونان است، جايي كه پادشاه اسپارتي (يونان) يعني لئونيداس ارتش ۳۰۰ نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز كرد تا مقابل سپاه خشايارشاه ايستادگي كنند و گوژپشتي دروازههاي شهر را به روي لشكر ايران باز كرد[1].
من در این مقاله می خواهم به ناگفته هایی که با اعتراض ما به فیلم 300 بوجود آمد اشاره کنم. به آنچه چهره ایران را در نظر افکار عمومی تیره تر و دهشتناک تر نمود. این چهره در مخابره خبر گزاری ها، عکس ها و فیلم ها به خوبی دیده می شود. همچنان که در فیلم های امریکایی مردم ایران، مردمی بد خلق، وحشی، دزد، و ... نشان داده می شوند. در فیلم کرش[2] ما خانواده ای را می بینیم که به امریکا مهاجرت کرده اند و قصد دارند یک اسلحه بخرند. رفتار مرد ایرانی با فروشنده اسلحه یا مردیکه برای تعمیر قفل در آمده است سرشار از خشونت است. سپس فروشگاه مرد ایرانی به سرقت می رود و او به مرد قفل ساز مضنون شده و با اسلحه به سراغ او می رود . بر اثر یک اتفاق دختر کوچک مرد قفل ساز مورد اثابت گلوله قرار می گیرد و در چند ثانیه هر مخاطب ایرانی حتی از داشتن این هویت شرمنده می شود. و بعد دختر زنده می ماند.
یا در فیلم سیریینا، جلاد مرد ایرانی است و کس دیگری حاضر به انجام قتل نمی باشد. و همچنین در فیلم بدون دخترم هرگز یا خانه ای از شن و مه و یا الکساندر و فیلم های زیاد دیگری که در همه آنها ایران و ایرانی به عنوان تروریست معرفی می شوند و از نیروی عظیم فکری ایرانی در امریکا و باقی کشورها هیچ خبری نیست و توضیح مفصل می طلبد.
درواقع وجود چنین اعتراضات بیهوده ای به جریاناتی که هر چند وقت یکبار و با اوج مسایل سیاسی – اقتصادی ایران شدت می گیرد، نه تنها مشکلی را حل نمی کند و آب رفته ای را به جوی باز نمی گرداند بلکه باقی که از جریان اطلاعی نداشته اند را نیز مطلع می کند و بر افکار عمومی دنیا دامن می زند. ما در این مقاله با در نظر گرفتن اعتراضات موجود از زاویه دید افکار عمومی به فیلم 300 می نگریم. دادگران در کتاب مبانی ارتباطات جمعی در تعریف افکار عمومی می گوید " افکار عمومی به آن گونه افکاری گفته می شود که بر اساس حوادث و اتفاقاتی که در جامعه روی می دهد، به صورت جو مسلط جامعه بر مردم تاثیر می گذارد" (دادگران، 1381 : 67).
لازار برای شکل گیری افکار عمومی به 6 مورد اشاره می کند (کتبی ، 1380: 19-22) که در توضیح آن به تاثیر افکار عمومی و فیلم300 می پردازیم.